انگار،رنگ روی من از تو انکار شد
روانی و من رنگ به رنگ میروم از رنگ انگاره ات.
با من که رنگ به رنگ میروم از پی انگاره ات
روان شو با هیچ های نگاهت.
تا روان ام از پس ام
تا تو در مهره ی پشتم
تا ندانی که نمی بینم
گام به گام میروم از پس ام
توانی به توالی گامم نیست
تا بنویسی بر پشتم:
از روبه روها رو برگرداندی
در آن صریح پرهیز
نطفه ها می توان بست:
شرم و مکث
وزن های راه نیامده ام
در گذر باد بود.
گذار تو از نبض من
گور را هجا به هجا
یاد بود.